تبليغاتX
ناب

ناب

من داداش غلام + بروبچ اس اس

سلام

چطورین

من که عالیه ام با یه روز تاخیر قهرمانیه پرسپولیس و به همه

پرسپولیسی های گل تبریک میگم صدفصل به این فصل ها

دس دس دس

سوت جیغ به افتخار همه پرسپولیسی ها

اها بیا شله دس دس دس

خیلی خوشحالم امروز با یه جعبه شیرینی رفتم مدرسه اخ

دلم واسه این ابکی ها سوخت هی من هیچی نمی گفتم

اونا عکس العمل نشون می دادن و منو رفیقم حالشونو گرفتیم

خیلی عقده ای اند......

بازم می گم تبریک

اینم سپهر حیدری که باعث قهرمانی پرسپولیس شد

این اقا محسن ما هم اگه تو یه بازی گل نزنه اصلا اون بازی بهش نمی چسبه

افشین امپراطور

بدون شرح

پرسپولیس قهرمان

+ نوشته شده در  یکشنبه 29 اردیبهشت1387ساعت 23:47  توسط فائزه مکزیکی  | 

تقدیم به پرسپولیس:

قلم بتراشم من از هر استخوانم/

مرکب گیرم از خون رگانم/

بگیرم کاغذی از پرده ی دل/

 نویسم بهر تیم قهرمانم/

سلام

چطورین؟من که خیلی خوبم اصلا از این بهتر نمی شه

اخ چقدر حال میده پرسپولیس این طوری بازیا رو میبره

خدایا شکرت...

ــ ــ ــ ــ ــ ــ ــ ــ ــ ــ ــ ــ ــ ــ ــ ــ ــ ــ ــ ــ ــ ــ ــ ــ ــ ــ ــ ــ ــ ــ ــ ــ ــ ــ ــ ــ ــ ــ ــ ــ ــ ــ ــ
ــ ــ ــ ــ ــ ــ ــ ــ ــ ــ ــ ــ ــ ــ ــ ــ ــ ــ ــ ــ ــ ــ ــ ــ ــ ــ ــ ــ ــ ــ ــ ــ ــ ــ ــ ــ ــ ــ ــ ــ ــ ــ ــ

سوپر استار

اعتبار اقای جاکسن که یکی از کارگردانان فلورایدا محسوب می شد انقدر بود که

هیچکس جز اقای وایت جرئت نمی کرد از او بخواهد یک سکانس از فیلمش را -

توسط یک سوپر استار بازی می شد تغییر دهد !اما وایت هم در حرفه ی خودش

 انقدر با نفوذ بود که کارگردان معروف هالیوود مخالفت نکند و فقط بپرسد:"من

فقط می خواهم بدانم شما چرا اصرار داری در صحنه ای که قهرمان فیلم  همسرش

رو به قتل می رسونه جکی هنرپیشه ی فیلم ما از این دیالوگ استفاده کنه:به

خاطرگل های سفیدی که هدیه دادی سزات مرگه...؟اقای وایت تبسم کرد و گفت:

میگم به شرطی که اگه اشتباه کردم برای همیشه ای راز را در سینه ات حفظ

کنی"و سپس جمله ای را در گوش کارگردان معروف گفت و در پایان ادامه داد :

پس حالا تو هم به من کم کن و بگو جکی چقدر این نقش و طبیعی بازی می کنه؟

جاکسن پذیرفت و ۲تایی به سوی صحنه رفتند.موقعی که کارگردان از هنرپیشه ی

معروفش خواست در صحنه ی قتل زنش از دیالوگ جدید استفاده کند جکی کاملا

دستپاچه شد!اما هر طور بود بر خود مسلط شد و:"دوربین...صدا...اکشن"این را

کارگردان گفت و جکی بعد از اینکه مثلا زنش را با دستهایش خفه کرد گفت:به

خاطر گلهای سفیدی که هدیه دادی سزات مرگه..."اما عجیب این بود جکی بر

خلاف همیشه که صحنه های این چنینی را با یک برداشت تمام می کرد  ۵-۶ بار

ان را تکرار کرد و هر بار تپق میزد!سرانجام جاکسن رو به وایت کرد و گفت: حق با

شماست سربازرس...جکی این قدر این دیالوگ و غیر طبیعی می گه که معلومه

 عمدا اونو خراب میکنه."

سربازرس خندید و رو به هنرپیشه ی معروف گفت:"اقای جکی شما به اتحام قتل

زنت که سال قبل به خاطر هدیه دادن چند شاخه گل به پسرعمویش اورا کشتی

بازداشتی!"

+ نوشته شده در  شنبه 14 اردیبهشت1387ساعت 22:48  توسط فائزه مکزیکی  | 

 

                                      و اما عشق چقدر قشنگ است...

+ نوشته شده در  شنبه 7 اردیبهشت1387ساعت 18:35  توسط فائزه مکزیکی  | 

کوچه

بی تو مهتاب شبی باز از ان کوچه گذشتم

همه تن چشم شدم خیره به دنبال تو گشتم

شوق دیدار تو لبریز شد از جام وجودم

شدم ان عاشق دیوانه که بودم

 

در نهانخانه ی جانم گل یاد تو درخشید

باغ صد خاطره خندید

عطر صد خاطره پیچید:

 

یادم امد که شبی با هم از ان کوچه گذشتیم

پر گشودیم و در ان خلوت دلخواسته گشتیم

 

ساعتی بر لب ان جوی نشستیم.

تو همه راز جهان ریخته در چشم سیاهت.

من همه محو تماشای نگاهت.

اسمان صاف و شب ارام

بخت خندان و زمان رام

خوشه ی ماه فروریخته در اب

شاخه ها دست براورده به مهتاب

شب و صحرا و گل و سنگ

همه دل داده به اواز شباهنگ

یادم اید تو به من گفتی:

از این عشق حذر کن!

لحظه ای چند براین اب نظر کن

اب ایینه ی عشق گذران است

تو که امروز نگاهت به نگاهی نگران است

باش فردا که دلت ب دگران است!

تا فراموش کنی چندی ازاین شهر سفر کن!

 

با تو گفتم حذر از عشق!- ندانم

سفر از پیش تو هرگز نتوانم

نتوانم!

 

روز اول که دل من به تمنای تو پر زد

چون کبوتر لب بام تو نشستم

تو به من سنگ زدی من نرمیدم نه گسستم...

 

باز گفتم که:تو صیادی و من اهوی دشتم

تا به دام تو درافتم همه جا گشتم گشتم

حذر از عشق ندانم نتوانم!

 

اشکی از شاخه فروریخت

مرغ شب ناله ی تلخی زد و بگریخت...

 

اشک در چشم ت لرزید

ماه بر عسق تو خندید

 

یادم اید که:دگر از تو جوابی نشنیدم

پای در دامن اندوه کشیدم.

نگسستم نرمیدم

 

رفت در ظلمت غم ان شب و شب های دگر هم

نگرفتی دگر از عاشق ازرده خبر هم

نکنی دیگر از ان کوچه گذر هم...

 

بی تو اما به چه حالی من از ان کوچه گذشتم!

_ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _

_ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _

 

امروز(3 اردیبهشت) تولد داداش جواد منه.من خیلی خوشحالم حتی روز تولد

 خودم اینقدر ذوق نداشتم از نمی دونم شبم چه جوری به صبح رسید.از دیشب

 شروع کردم به برنامه ریزی واسه امروز.از همین جا بهش می گم داداش

جواد تولدت مبارک.قشنگ ترین ارزویی که می تونم برات بکنم دیدن خواب

داداش مهدی.میدونم چقدر دلت می خواد خوابشو ببینی و کلی باهاش حرف

بزنی.یادته پارسال روز تولدت این دعا رو کردی؟حالا بهترین ارزویی که می

تونم برات بکنم سلامتی خودترو خانوادته.تو پارسال روز تولدت قول دادی

که یه روزی دوباره پیراهن پرسپولیس و بپوشی و یادت باشه من هنوز منتظر

برگشتن توام.بگذریم بین این همه خوشحالی یه چیزی بدجوری ناراحتم کرده

اونم اینه که ماهان و دیگه تو این شهر نمیارن.دیشب اون شماره ای رو که

روز تولدت و بهت تبریک گفتن و اوردم و حسرت خوردم . اصلا بی خیال

تولد داداش جوادم مبارک.

 

 تولد تولد تولدت مبارک

 بیا شمع ها رو فوت کن

 تا 100سال زنه باشی

 

داداش جواد امروز به عشق تو سهراب سپهری و باز کردم و صدای پای اب و خوندم و برات اهنگ های رضا صادقی گذاشتم و یه هدیه خوشگل برات خریدم تا وقتی دیدمت بهت بدم.

 

  HAPPY BIRTHDAY ِِِِِِِِ 

تولدت مبارک مبارک مبارک تقدیم به تو

دوست دارم خیلی زیاد

 

یه قلب دارم اونم مال تو

به امید روزی که داداش جواد دوباره برگرده و به تیم بپیونده

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 3 اردیبهشت1387ساعت 16:5  توسط فائزه مکزیکی  |