تبليغاتX
:: ناب ::

ناب

من و داداش جواد + بروبچ پرسپولیسی




سلام

من خوبم شما خوبین؟بریم سر اصل مطلب که اون پایین:

يك زوج در اوايل 60 سالگي، در يك رستوران كوچيك رمانتيك سي و پنجمين سالگرد ازدواجشان را جشن گرفته بودن.ناگهان يك پري كوچولوِ قشنگ سر ميزشون ظاهر شد و گفت:چون شما زوجي اينچنين مثال زدني هستين و درتمام اين مدت به هم وفادارموندين ، هر كدومتون مي تونين يك آرزو بكنين.خانم گفت: اووووووووووووووووه ! من مي خوام به همراه همسر عزيزم، دور دنيا سفر كنم.پري چوب جادووييش رو تكون داد و اجي مجي لا ترجي
دو تا بليط براي خطوط مسافربري جديد و شيك Qm2در دستش ظاهر شد. حالا نوبت آقا بود، چند لحظه فكر كرد و گفت: خب، اين خيلي رمانتيكه ولي چنين موقعيتي فقط يك بار در زندگي آدم اتفاق مي افته ، بنابراين، خيلي متاسفم عزيزم ولي آرزوي من اينه كه همسري 30 سال جوانتر از خودم داشته باشم. خانم و پري واقعا نا اميد شده بودن ولي آرزو، آرزوه ديگه !!! پري چوب جادوييش و چرخوند و.........
اجي مجي لا ترجي
و آقا 92 ساله شد!

----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

تا بعد بای

+نوشته شده دردوشنبه 17 تیر1387ساعت 16:2 توسط فائزه مکزیکی |

کاظمیان                 پیشنهاد تیم های المانی و ترکیه را قبول نکردم    

         کاظمیان:اطمینان دارم تصمیم خوبی گرفتم

 

 

 

پس از کسب قهرمانی با الشباب اندیشه ی جدایی به ذهن شماره ی 9 سبز های اماراتی

خطور کرد.هر چند الشبابی ها اصرار داشتند ستاره ی ایرانی  خود را برای حضور موفق

در جام باشگاه های اسیا حفظ کنند اما در نهایت خود کاظمیان به این جمع بندی رسید که باید

از جمع الشبابی ها جدا شود.این در حالی بود که گزینه های زیادی پیش روی جواد بود به

طوری که تا حدود بسیار زیادی انتخاب را برای او سخت کرده بود.الشعب بدش نمی امد

 دوباره کاظمیان را به خدمت بگیرد.الشارجه و العجمان و الظفره هم همینطور.به جز این

مساله ی یکی دو تیم اروپایی نیز از طریق مدیر برنامه های جواد برایش پیغام فرستادند.

در نهایت 2 هفته طول کشید تا او حالا صاحب پیراهن نارنجی رنگ العجمان شود.

 

 

- تبریک می گویم مثل اینکه بالاخره تصمیمت را گرفتی؟

خیلی ممنون. بله پس از سبک سنگین کردن پیشنهادات

به این جمع بندی رسیدم که شرایط العجمان بهتر از سایر

تیم ها است.به همین خاطر ترجیح دادمبه پیشنهاد ان ها

پاسخ + دهم.

- این در حالی بود که شنیدیم یکی دو پیشنهاد از المان و

ترکیه داشتی؟

درست است به هر حال من دوست نداشتم را بوق و کرنا

 کنم.تصمیم گرفتم با ارامش و با همفکری نزدیکانم شرایط

 را بررسی کنم.در این 2هفته فشار زیادی را تحمل کردم

و دوست داشتم تصمیمی بگیرم که یک وقت از ان پشیمان

نشوم.

- و دوباره نارنجی پوش شدی؟                        

بله. من در سایپا نارنجی می پوشیدم.پس از ان در الاهلی

پرسپولیس و اشعب قرمز پوشیدم و پیراهن الشباب هم که

سبز بود.قسمت ابنطور شد که 2باره نارنجی بپوشم.البته

باز هم تعداد پیراهن های قرمزم زیاد است(با خنده) بد

نیست بدانید در امارات به این تیم می گویند تیم پرتغالی ها!

- و انتخاب پیراهن شماره ی 23 در شرایطی که گفته می شد

شماره ی 9 یا 10 را هم می توانستی انتخاب کنی؟

حضور علی سامره در این تیم یکی از دلایلی بود که راغب

شدم 2باره با او هم بازی شوم.من و علی در الشعب روزهای

خوبی را با هم گذراندی.جالب است بدانید علی(سامره) هم

مثل زمان حضورش در الشعب شماره ی 20 را می پوشد

من هم تصمیم گرفتم به یاد روزهای خوب گذشته شماره ی

23 را بپوشم.

- راستی اخبار پرسپولیس را دنبال می کنی؟

بله شنیده ام تا امروز 2-3 بازیکن جذب کرده اند.امیدوارم

هر چه زودتر با نفرات بزرگ بسته شود و با انتخاب سر

 مربی و اعضای کادر فنی پرسپولیس برای حضور پر

 قدرت در فوتبال ایران و جام باشگاه های اسیا اماده شود.

 - چون می دانیم جواب سوالمان را نمی گیریم و هم چنان

در مورد تیم ملی سکوت می کنی در مورد تیم ملی سکوت

نمی کنیم!

بله هنوز هم نمی خواهم در مورد تیم ملی حرفی بزنم.

 -----------------------------------------------------------------------------------------------------------

 -----------------------------------------------------------------------------------------------------------                

پرسپولیس                           استیلی 7 نفر را نمی خواهد

 

اگر حمید استیلی روی نیمکت پرسپولیس بنشیند این امکان وجود

دارد که 7 بازیکن از این تیم جدا شوند.البته این خبر جزء شایعاتی است که این

روزا در باشگاه پرسپولیس شنیده می شود.به گزارش سایت جهان ورزش

طبق این شایعات حمید خان برای فصل اینده نیازی به مامانی-خرسندی-اراندا

و ماته ندارد و احتمالا پس از اینکه به عنوان سر مربی معرفی شدعذر این 7

نفر را می خواهد.گفته می شود استیلی شاید حقیقی را هم نخواهد.ضمن اینکه

فرشید کریمی 1 سال دیگر قرار داد دارد به کاشانی گفته قد جدایی دارد.در

باره ی بهادر عبدی هم حرف و حدیث هایی مطرح می شود بعضی می گویند

استیلی او را نمی خواهد و عده ای هم می گویند عبدی در لیست استیلی است.

 ------------------------------------------------------------------------------------

-------------------------------------------------------------------------------------

 

سرنوشت                           سرنوشت

 

در مرداب زندگی بی وقفه دست و پا می زنم و

مسیر از پیش تعیین شده ای را طی می کنم که

 خالق اتفاقات و حاثه هایش نیستم.گوش به فرمان

سرنوشت روزگار را سپری می کنم بدون انکه

اراده ای داشته باشم.از پنجره ی غبار گرفته ی

اتاقم به گستره ی گیتی می نگرم با خود می اندیشم

 که فردا چه پیش خواهد امد؟اما دیگر خسته شدم

می خواهم غبار از پنجره برگیرم.می خواهم نگاهم

را شستشو بدهم می خواهم خودم باشم وبه یاری

عشق در سرنوشت خویش سهیم باشم و با پای اراده

به قله های سعادت برسم

----------------------------------------------------------------------------------------

----------------------------------------------------------------------------------------

 

 

                                      عشق است پرسپولیس

+نوشته شده درسه شنبه 28 خرداد1387ساعت 15:41 توسط فائزه مکزیکی |

سلام

همون طور که میدونید الشباب قهرمان شدتا شادیه ما یا من

تکمیل شه.عجب فصلی بود!قهرمانی پشت قهرمانی

خیلی حال داد

ولی داداش جواد من امثال به تیم ملی دعوت نشد اخه تا کی

می خوان حقشو بخورن؟اونم میگه کاری جز سکوت نمی کنم

هیچکی قدرشو نمی دونه.میگه ۳ سال دیگه از فوتبال خداحافظی

می کنم چرا؟اون که سنی نداره فقط واسه این مربیهای قدرنشناسه

این علی دایی هم که معلوم نیس رو چه حسابی تیم و ارنج میکنه

واسه ما شده سر مربی تیم ملی!

داداش جواد غصه نخور این تیم ملی بی تو به هیچ جا نمیرسه

منم که دیگه دل و دماغ اپ کردن ندارم همشون از دم با تاخیره

دیگه به بزرگیه خودتون ببخشید.

شرمنده........

 این اماراتی ه قدر ایرانی ها و بیشتر میدونن

چه جشنی واسه قهرمانی گرفتن!

+نوشته شده دریکشنبه 5 خرداد1387ساعت 19:38 توسط فائزه مکزیکی |

سلام

چطورین

من که عالیه ام با یه روز تاخیر قهرمانیه پرسپولیس و به همه

پرسپولیسی های گل تبریک میگم صدفصل به این فصل ها

دس دس دس

سوت جیغ به افتخار همه پرسپولیسی ها

اها بیا شله دس دس دس

خیلی خوشحالم امروز با یه جعبه شیرینی رفتم مدرسه اخ

دلم واسه این ابکی ها سوخت هی من هیچی نمی گفتم

اونا عکس العمل نشون می دادن و منو رفیقم حالشونو گرفتیم

خیلی عقده ای اند......

بازم می گم تبریک

اینم سپهر حیدری که باعث قهرمانی پرسپولیس شد

این اقا محسن ما هم اگه تو یه بازی گل نزنه اصلا اون بازی بهش نمی چسبه

افشین امپراطور

بدون شرح

پرسپولیس قهرمان

+نوشته شده دریکشنبه 29 اردیبهشت1387ساعت 23:47 توسط فائزه مکزیکی |

تقدیم به پرسپولیس:

قلم بتراشم من از هر استخوانم/

مرکب گیرم از خون رگانم/

بگیرم کاغذی از پرده ی دل/

 نویسم بهر تیم قهرمانم/

سلام

چطورین؟من که خیلی خوبم اصلا از این بهتر نمی شه

اخ چقدر حال میده پرسپولیس این طوری بازیا رو میبره

خدایا شکرت...

ــ ــ ــ ــ ــ ــ ــ ــ ــ ــ ــ ــ ــ ــ ــ ــ ــ ــ ــ ــ ــ ــ ــ ــ ــ ــ ــ ــ ــ ــ ــ ــ ــ ــ ــ ــ ــ ــ ــ ــ ــ ــ ــ
ــ ــ ــ ــ ــ ــ ــ ــ ــ ــ ــ ــ ــ ــ ــ ــ ــ ــ ــ ــ ــ ــ ــ ــ ــ ــ ــ ــ ــ ــ ــ ــ ــ ــ ــ ــ ــ ــ ــ ــ ــ ــ ــ

سوپر استار

اعتبار اقای جاکسن که یکی از کارگردانان فلورایدا محسوب می شد انقدر بود که

هیچکس جز اقای وایت جرئت نمی کرد از او بخواهد یک سکانس از فیلمش را -

توسط یک سوپر استار بازی می شد تغییر دهد !اما وایت هم در حرفه ی خودش

 انقدر با نفوذ بود که کارگردان معروف هالیوود مخالفت نکند و فقط بپرسد:"من

فقط می خواهم بدانم شما چرا اصرار داری در صحنه ای که قهرمان فیلم  همسرش

رو به قتل می رسونه جکی هنرپیشه ی فیلم ما از این دیالوگ استفاده کنه:به

خاطرگل های سفیدی که هدیه دادی سزات مرگه...؟اقای وایت تبسم کرد و گفت:

میگم به شرطی که اگه اشتباه کردم برای همیشه ای راز را در سینه ات حفظ

کنی"و سپس جمله ای را در گوش کارگردان معروف گفت و در پایان ادامه داد :

پس حالا تو هم به من کم کن و بگو جکی چقدر این نقش و طبیعی بازی می کنه؟

جاکسن پذیرفت و ۲تایی به سوی صحنه رفتند.موقعی که کارگردان از هنرپیشه ی

معروفش خواست در صحنه ی قتل زنش از دیالوگ جدید استفاده کند جکی کاملا

دستپاچه شد!اما هر طور بود بر خود مسلط شد و:"دوربین...صدا...اکشن"این را

کارگردان گفت و جکی بعد از اینکه مثلا زنش را با دستهایش خفه کرد گفت:به

خاطر گلهای سفیدی که هدیه دادی سزات مرگه..."اما عجیب این بود جکی بر

خلاف همیشه که صحنه های این چنینی را با یک برداشت تمام می کرد  ۵-۶ بار

ان را تکرار کرد و هر بار تپق میزد!سرانجام جاکسن رو به وایت کرد و گفت: حق با

شماست سربازرس...جکی این قدر این دیالوگ و غیر طبیعی می گه که معلومه

 عمدا اونو خراب میکنه."

سربازرس خندید و رو به هنرپیشه ی معروف گفت:"اقای جکی شما به اتحام قتل

زنت که سال قبل به خاطر هدیه دادن چند شاخه گل به پسرعمویش اورا کشتی

بازداشتی!"

+نوشته شده درشنبه 14 اردیبهشت1387ساعت 22:48 توسط فائزه مکزیکی |

 

                                      و اما عشق چقدر قشنگ است...

+نوشته شده درشنبه 7 اردیبهشت1387ساعت 18:35 توسط فائزه مکزیکی |

سلام

من یه امروز خونه نبودم و رفتم اردو که فقط خوش باشم

کلی هم حال کردم ولی پرسپولیس حالم و گرفت اون

و حالا یه جوری هضم کردم ولی وقتی اومدم خونه کامنت

 هارو خوندم...

اخه تو بی شعور نمی خوام چیزی بگم وگرنه حالتو می گیرم

دوستام منو می شناسن من یا چیزی نمی گم ولی اگه بگم

دیگه دیگه

تو حتی جرئت نداشتی ادرستو بذاری تا بیام حالتو بگیرم

فقط من تو رو پیدات کنم

از همه ی دوستان عذر می خوام اگه توهینی شد فقط به اون اشغال بود

+نوشته شده درپنجشنبه 5 اردیبهشت1387ساعت 20:43 توسط فائزه مکزیکی |

کوچه

بی تو مهتاب شبی باز از ان کوچه گذشتم

همه تن چشم شدم خیره به دنبال تو گشتم

شوق دیدار تو لبریز شد از جام وجودم

شدم ان عاشق دیوانه که بودم

 

در نهانخانه ی جانم گل یاد تو درخشید

باغ صد خاطره خندید

عطر صد خاطره پیچید:

 

یادم امد که شبی با هم از ان کوچه گذشتیم

پر گشودیم و در ان خلوت دلخواسته گشتیم

 

ساعتی بر لب ان جوی نشستیم.

تو همه راز جهان ریخته در چشم سیاهت.

من همه محو تماشای نگاهت.

اسمان صاف و شب ارام

بخت خندان و زمان رام

خوشه ی ماه فروریخته در اب

شاخه ها دست براورده به مهتاب

شب و صحرا و گل و سنگ

همه دل داده به اواز شباهنگ

یادم اید تو به من گفتی:

از این عشق حذر کن!

لحظه ای چند براین اب نظر کن

اب ایینه ی عشق گذران است

تو که امروز نگاهت به نگاهی نگران است

باش فردا که دلت ب دگران است!

تا فراموش کنی چندی ازاین شهر سفر کن!

 

با تو گفتم حذر از عشق!- ندانم

سفر از پیش تو هرگز نتوانم

نتوانم!

 

روز اول که دل من به تمنای تو پر زد

چون کبوتر لب بام تو نشستم

تو به من سنگ زدی من نرمیدم نه گسستم...

 

باز گفتم که:تو صیادی و من اهوی دشتم

تا به دام تو درافتم همه جا گشتم گشتم

حذر از عشق ندانم نتوانم!

 

اشکی از شاخه فروریخت

مرغ شب ناله ی تلخی زد و بگریخت...

 

اشک در چشم ت لرزید

ماه بر عسق تو خندید

 

یادم اید که:دگر از تو جوابی نشنیدم

پای در دامن اندوه کشیدم.

نگسستم نرمیدم

 

رفت در ظلمت غم ان شب و شب های دگر هم

نگرفتی دگر از عاشق ازرده خبر هم

نکنی دیگر از ان کوچه گذر هم...

 

بی تو اما به چه حالی من از ان کوچه گذشتم!

_ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _

_ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _

 

امروز(3 اردیبهشت) تولد داداش جواد منه.من خیلی خوشحالم حتی روز تولد

 خودم اینقدر ذوق نداشتم از نمی دونم شبم چه جوری به صبح رسید.از دیشب

 شروع کردم به برنامه ریزی واسه امروز.از همین جا بهش می گم داداش

جواد تولدت مبارک.قشنگ ترین ارزویی که می تونم برات بکنم دیدن خواب

داداش مهدی.میدونم چقدر دلت می خواد خوابشو ببینی و کلی باهاش حرف

بزنی.یادته پارسال روز تولدت این دعا رو کردی؟حالا بهترین ارزویی که می

تونم برات بکنم سلامتی خودترو خانوادته.تو پارسال روز تولدت قول دادی

که یه روزی دوباره پیراهن پرسپولیس و بپوشی و یادت باشه من هنوز منتظر

برگشتن توام.بگذریم بین این همه خوشحالی یه چیزی بدجوری ناراحتم کرده

اونم اینه که ماهان و دیگه تو این شهر نمیارن.دیشب اون شماره ای رو که

روز تولدت و بهت تبریک گفتن و اوردم و حسرت خوردم . اصلا بی خیال

تولد داداش جوادم مبارک.

 

                          تولد تولد تولدت مبارک

                          بیا شمع ها رو فوت کن

                          تا 100سال زنه باشی

 

داداش جواد امروز به عشق تو سهراب سپهری و باز کردم و صدای پای اب و خوندم و برات اهنگ های رضا صادقی گذاشتم و یه هدیه خوشگل برات خریدم تا وقتی دیدمت بهت بدم.

                                                                    

                                            HAPPY BIRTHDAY ِِِِِِِِ 

تولدت مبارک مبارک مبارک تقدیم به تو

دوست دارم خیلی زیاد

 

یه قلب دارم اونم مال تو

به امید روزی که داداش جواد دوباره برگرده و به تیم بپیونده

 

+نوشته شده درسه شنبه 3 اردیبهشت1387ساعت 16:5 توسط فائزه مکزیکی |

سلام

حالتون خوبه؟

من که خیلی خوبم میدونین چرا؟به خاطر برد شیرین پرسپولیس.

 من دیروز نتونستم بیام تو نت واسه همین با تاخیر خوشحالیمو ابراز میکنم.ولی مهم نیست مهم اینه که پرسپولیس برد و هوادارانشو خوشحال کرد.ولی خدایی خوب حالشونو گرفتن من که حال کردم اینقدر جیغ زدم و داد زدم اول اینکه صدام گرفت دوم نزدیک بود مامانم از خونه بیرونم کنه!می گفت تو سکته نکنی من شانس میارم به خدا دست خودم نیست

سکته که خوبه من هر کاری واسه پرسپولیس می کنم. اخ جای یه 

ستاره ای مثل کاظمیان بد جوری خالیه. زیاد وراجی کردم مگه نه؟

این یه جمله رو هم بگم و تموم

                                   پرسپولیس دوست دارم

 

 

                           گل اول توسط محسن خلیلی     

                  

وگل دوم توسط علی نیکی دم جفتشون گرم

+نوشته شده درشنبه 31 فروردین1387ساعت 15:4 توسط فائزه مکزیکی |

                 ازدواج کاظمیان با ....

                           یک 2ختر اماراتی!

این شایعه چندی قبل مثل بمب در محافل ورزشی امارات پیچید و حتی ایرانیان که مقیم شهر دبی بودند این قضیه باورشان شد که کاظمیان با یکی از 2ختران شیوخ پولدار اماراتی ازدواج کرده است و مهاجرین ایران به دنبال یافتن 2ختر اماراتی با لباس و مقنعه ی عربی در خودروی مدل بالای اقا جواد بودند.

عده ای می گفتند جواد با این 2ختر نامزد کرده و عده ای می گفتند ان 2ختر با یک ماشین تردد می کند و جواد با ماشین دیگر به دنبال او می رود و به خاطر دوری لز چشم خبرنگاران هیچ وقت با هم در یک خودرو سوار نمی شوند اما روزها گذشت و جواد مثل سابق تک و تنها به رفت و امد های خود بین محل اقامت و باشگاه  الشباب ادامه داد و همه ی تعقیب کنندگان او بالاخره متوجه شدند که این خبر هم مثل بسیاری اخبار ازدواج جواد کاظمیان کذب بود.

اینم داداش جواد من

                          

تقدیم به داداش جواد گلم

+نوشته شده دردوشنبه 26 فروردین1387ساعت 21:8 توسط فائزه مکزیکی |

فالنامه
براي ديدن فال خود ابتدا نيت کنيد سپس بر روي يکي از دايره هاي موجود کليک کنيدتا فال خود را مشاهده کنيد












دریافت کد فالنامه